مدح و منقبت حضرت علی اکبر علیهالسلام
رخش چه صبح ملیحی، لبش چه آب حیاتی عـلیِ اکـبرِ لیلاست، بَه چه شاخه نبـاتی بدون چـشمۀ لعـلش نبـود در همه هستی نه چشمهای، نه قناتی، نه دجلهای، نه فراتی دمـیـده بر سـر دنـیـا چه آفـتـاب بـلـنـدی رسیـده در شب لیلا، چه مـاه با بَرَکـاتی قدش چه سروِ بلندی، چه گیسویی، چه کمندی چه مرتضی سکناتی، چه مصطفی وجناتی چه دلبری، چه دلیری، چه بی مثال و نظیری چه یوسفی، چه عزیزی، چه ماورایِ صفاتی حواس قافـله رفتهست در صدای اذانش هلا چه حیَّ علایی، چه عجّلوا بصلاتی حـسین با پـسرش رد شدنـد از غزل من پسر چه ماهِ جمیلی، پدر چه بابِ نجاتی چه روزها که به لیلا گذشت و رفتی و میگفت «مَضَی الزَّمانُ وَ قَـلبی یقـولُ إنَّكَ آتی» |